هنوز کلوبـــزززی نشده اید ؟

كلوب من كلوب تو كلوب ززز

دوست یابی اینترنتی و جامعه مجازی در محیطی سالم

كلوبـــززز یک وبسایت حرفه اي با محيطي كاملا گرم و سالم مي باشد که کاربران آن می‌توانند با دنبال کردن کاربران، خاطرات – اتفاقات روزمره – مطالب جالب و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروه‌ها، کارمندان، همکاران، دوستان ، خانواده ها و انجمن‌ها با ایجاد یک شبکه اختصاصی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و به کمک تکنولوژی آر‌اِس‌اِس می‌توانند تازه ترین‌های سایت را پیگیری نمایند – پليس كلوبززز به صورت 24 ساعته در تمامي روزهاي سال حتي ايام تعطيل در حفظ سلامت و سالم بودن محيط كلوبززز در تلاش است - کلوب ززز مطالب غیر اخلاقی و سیاسی نمیپذیرد .

هم اکنون به جمع 157123 کلوبزززیون بپیوندید !
http://www.cloobzzz.com/Username

برخی از کاربران آنلاین

  • HaMeD
  • tanhai
  • tez
  • oksidi
  • sadat
  • kopol
  • merci
  • samane1377
  • neshat
  • Rozane
  • sona
  • Rain
  • AMER_AZIZ
  • mry
  • taaraa
  • maral
  • BiiZaD
  • amir_sniper
  • Niyayesh
  • kosar0541
  • tara9577
  • ASHKAN_27
  • feredi_e1024
  • shayana
  • javid93
  • saghar91
  • king_pourya
  • shahzade
  • Alirezasaz
  • ali845
  • ebiram1
  • pari_21
  • sarabeashegh
  • sima2
  • king-pourya
  • SMH-------------
  • zahra-gh
  • shirin-jooon
  • hamed10
  • roza55
  • 2000ermiya
  • tanhayetanha
  • parham333
  • 5111910
  • yasi
  • hoda-a
  • saraneh
  • mahan333

باعث افتخار ماست كه شما هم كلوب زززي خواهيد شد - بدون درنگ ثبت نام كنيد - ما منتظر حضور گرم شما هستيم - عضويت هميشه رايگان است

ثبت نام رايگان ورود به دنياي كلوب ززز
  • cloobzzz
  • کلوب ززز
  • کلوب ززز
  • کلوب ززز
  • کلوبززز
  • کلوب ززز
41889713

51116885 دیدگاه ارسالی

235گروه عمومی

493 نظرسنجی عمومی

1155242 كل تصاوير


برخي از مطالب ارسال شده توسط كاربران


sahar
sahar ·
این روزها عشق دیگر صدای تپش قلبها نیست صدای فنر تخت هاست

sahar
sahar ·
برای قرصهایم لالایی میخوانم تا به خواب روند و فراموش نکنند که خواب اورند نه یاداور

6c1f2dbc66cce471edf200d7fe57ede2-425 ΉΛMΣD PΛ$HΛ ·
بــوداق-بــوداق دالانیب بــالتالانمیشام قاداسی! ♥
قوجاق-قوجاق یاد اوجاقلاردا یانمیشام قاداسی!♥

چنار بویومدان، آسیـلدی غضبلی،کین‌لی کولک،
و قیردی قول ـ قانادیمدان، بـودانمیشام قاداسی!

یاشیللیغیم شیره‌سیندن سورورسا، کور شتــه لر
کوک اوسته باخ! هله‌ده شاخ دایانمیشام قاداسی!

دئمه کی!شیل ـ شیتیلم من،سنین گوزوندن ایراق
جیغیرـ جیغیر اوجا داغلار دولانمیشام قاداســی!

بو اوزـ گوزومده قیریشلار یاشیملا باغلی دئییل
دیدیم ـ دیدیم دیدیلیب پارچالانمیشــام قاداســـی!

a3b5962dc148c4200aa7dd77608e0275-425 ΉΛMΣD PΛ$HΛ ·
اینم 4 از رضا عطاران -ss

60831aa5709448148fddbdf9aeda2f0a-425 ΉΛMΣD PΛ$HΛ ·
هر وقت فهمیدی پسر عابر بانک نیست
هر وقت فهمیدی پسر کارگرت نیست
هر وقت فهمیدی عشوه خرکی نیای
هر وقت فهمیدی ادعا تیز بازی نداشته باشی
هر وقت فهمیدی زن و احساس با ماده بودن فرق داره
هر وقت فهمیدی باید نجیب باشی
هر وقت فهمیدی غرور مرد یعنی چی
هر وقت فهمیدی شوهرت، بابات نیست
هر وقت فهمیدی برای تقاضای عشق، باید عرضه صداقت داشته باشی
..
..
..
..
..
..
..
..
اونوقت میتونی روی یک مرد حساب کنی و دنبالش بگردی

سام · کاربر 1391
ﺍﺩﻋـــــــــــﺎﻡ ﻧﻤﯿﺸـــﻪ !... ﺍﮔﻪ ﺑـــــــــــﺸﻪ . . . ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻣﯿــــــــــﺸﻪ "!!!

سام · کاربر 1391
پسر به بابا : بابا میشه بپرسم شما ساعتی چقدر پول در میارین ؟
.
.

.
.
.

پدر : تو نباید دخالت کنی توی این مسائل ! ولی من ساعتی 10 هزار تومان در میاریم.
پسر : بابا میشه 5 هزار تومان ازت قرض بگیرم ؟
پدر : برای این پرسیدی ؟ نه نمیشه تو پول نیاز نداری ( با حالت عصبی )
پسر بدون اینکه چیزی بگه سرشو میندازه زیر و میره توی اتاقش ... پدر با خودش فکر کرد "چرا من عصبانی شدم ؟ " باید بفهمم واسه ی چی بچه ی 10 ساله 5 هزار تومن پول میخواد !
در اتاق پسر باز شد ...
پدر : پسرم ببخشید عصبانی شدم بیا این 5 هزار تومن اما اول بهم بگو واسه ی چی میخوای این پولو؟
پسر در حالی که 4 هزار تومن پول از زیر بالشتش بیرون میاورد ... : پدر پولم کمه ... میشه بهم تخفیف بدی ؟
پدر با تعجب : تخفیف ؟ واسه ی چی ؟
پسر : میشه بجای 10 هزار تومن 9 هزار تومن بگیرین و 1 ساعت مال من باشی فردا شب ؟ میخوام فردا شب با هم شام بخوریم ...
پدر سرشو زیر انداخت و اشک از چشماش سرازیر شد...

سام · کاربر 1391
کلاغ پر؟!!!
نه!… کلاغ را بگذاریم برای آخــــــــر…
نگاهتــــــــ پر….خاطراتتــــ هم پر…صدایتــــــ هم پر….
کلاغ پر؟!!!!!
نه ….! کلاغ را بگذاریم برای آخر…
جوانیـــم پر…خاطراتــم پر…مـــــــــــن هم…
پـــــــــــر….
حالا تــــــــــو مانده ای و کلاغی که
هیچ وقتــــــــــــــــــــــ ـــــــــ به خانه اش نرسید….

سام · کاربر 1391
ﺟﻤﻼﺗﯽ قصار ﺍﺯ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺩﻭﺭ :
- ﻣﻦ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻨﺪﻩ ، ﯾﻪ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ
- ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺴﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﻏﺼﻪ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﺭﺳﻤﺎ ﻏﺼﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ
- ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺧﻮﺭﺩﻡ , ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ , ﺍﻣﺎ ﻧﮕﻔﺘﻢ
- ﺷﺎﻧﺲ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻣﯿﺰﻧﻪ؛ ﺑﺪﺷﺎﻧﺴﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﮓ ﺑﺮ
ﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ؛ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﮐﻼً ﮐﻠﯿﺪ ﺩﺍﺭﻩ
- ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﻳﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺷﺪﻳﺪ ﺷﺪﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻴﺴﺘﯽ , ﺧﺮ
ﺩﺭﻭﻧﺘﻪ
- ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺍﻟﮑﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ﮐﺴﯽ ﺟﺪﯾﻢ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ
- ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ ﻣﺎ ﺑﯽ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ، ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺻﻼﺡ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﺍﺯﺵ
ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ
- ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻗﺸﻨﮓ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻨﺪ ﺁﺩﻡ ﺣﯿﻔﺶ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﻪ
- ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺸﮑﻮﮐﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﻢ ﺧﻮﺵ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﻩ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻴﻤﻴﺮﻡ
- ﯾﻪ ﻋﺪﻩ ﺁﺩﻡ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﻦ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﻦ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ ﻧﻔﻬﻤﻦ
- ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ « ﺑﺎﺷﻪ ﻣﺮﺳﯽ » ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻔﻪ ﺷﻮ
- ﻣﻦ ﻧﻈﺮﻣﻮ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ، ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻈﺮﺵ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺨﺎﻟﻒ
ﺍﺳﺖ ، ﺧﺮ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ
- ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﻣﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩﻭ ﺑﻌﻀﯽ
ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﮐﺴﯽ ﻣﺎﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﻢ ﺧﻼﺻﻪ ﯾﮏ ﻣﺸﺖ ﻧﻔﻬﻢ ﺟﻤﻊ
ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺩﺍﺩﯾﻢ

سام · کاربر 1391
یــوﺳﻒ ﺩﺭ ﭼــــــــــﺎﻩ ﺍﻓـــــﺘـﺎﺩ ﻭ ﻣـــــﻦ ﺩﺭ CLOOBzzz !

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻭ ﻋــــﺰﯾـﺰ ﻣــــــــﺼـﺮ ﺷـــــــﺪ ﻭ ﻣـــــﻦ ﻋـــــــﺰﯾـﺰ ﺩلِ ﺷــــــﻤﺎﻫــﺎ ! دروغ مـــــــــیـگم نــــه خـــــــــدایی دروغ مــــــیـگم ؟
بــــــــــگو آره تــا آنــــفِـرنــــــــدت کــــــــــنـم

سام · کاربر 1391
ﻻﮎ ﺯﺩﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍ :

ﺩﺳﺖ ﭼﭗ ﺍﺛﺮ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﺮﺷﭽﯿﺎﻥ

ﺩﺳﺖ راست ﺳﺎﺭﺍ ۵ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ

سام · کاربر 1391
دختر : عشقم میخوام یه چیز بگم ولی قول بده که عصبانی نشی...
پسر: باشه بگو...
دختر : داداشم هفته پیش خواهرتو دیده و خیلی خوشش اومده و میخواد که باهاش حرف بزنه...
پسر : چییییی؟ غلط کرده استخوناشو خورد میکنم. دندوناشو میریزم تو حلقش... اون کی باشه که به ناموس من نگاه کنه؟!! به چه حقی میخواد دستشو بگیره؟
دختر : میشه دستمو ول کنی؟ لطفا؟
پسر : چرا؟
دختر : چون الان توام دست ناموس داداشمو گرفتی... منو فراموش کن و برو ومواظب ناموست باش و به ناموس بقیه کاری نداشته باش...
اینجاس که میگن روشنفکریت واسه دخترای غریبست به مادرو خواهرای خودت که میرسی قیصر میشی؟؟؟

سام · کاربر 1391
...آتیش میگیری
1 دیدگاه · 6 ساعت قبل در ->
دیدگاه دهنده : 1 نفر

سام · کاربر 1391
مامانه به دختره میگه :تو کی میخوای بزرگ شی

من همسن تو بودم حامله بودم!!

دختره:منم میتونم اما فکر آبروتونم

سام · کاربر 1391
پشت هر آدم موفقی، اینترنت قطع شده وجود داره

سام · کاربر 1391
زبان سکوت

یک ساعت تمام ،بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم
فریاد کشید:آخر خفه شدم!چرا حرف نمی زنی؟
گفتم :نشنیدی؟...برو

سام · کاربر 1391
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﻳﻨﻪ ﻛﻪ ﻳﻪ ﺷﺐ ﺑﺎﺭﻭﻧﻲ ﻭﻗﺘﻲ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﺟﺪﺍ ﻣﻴﺸﻢ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻱ ﺩﻟﺨﺮﺍﺵ ﺭﻭ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﺳﺮﻳﻊ ﺑﺮﺳﻢ ﺳﺮ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻌﺪ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺩﻭ ﺯﺍﻧﻮ ﺭﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭم ﻫﻢ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﺎﻣﻪ ﺳﺮﻣﻮ ﺑﮕﻴﺮﻡ ﺳﻤﺖ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭم ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻢ ﺧﺪﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ
ﺧﻌﻠﻲ ﻛﻼﺱ ﺩﺍﺭﻩ
ﺑﻌﺪ ﻣﺤﻞ ﺭﻭ ﺗﺮﻙ ﻛﻨﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻭ ﺧﻮﺷﻲ ﺑﺎ ﺑﻘﻴﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﺍﻡ
ﺧﻮﺵ ﺑﮕﺬﺭﻭﻧﻢ{-7-}

سام · کاربر 1391
سلامتی اون دختری که موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگترها
گفت با اجاره ی عشقم که نذاشتن بهش برسم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد چشمتون روز بد نبینه دوماد چنان کوبید تو صورتش که صدا آب هویج داد
عقدشم نکرد مادر شوهر خواهر شوهرشم گیساشو کندن چون جلو فامیل آبروشون رفته بود....
و اما بابای عروس با کمربند افتاد به جونش تا جایی که جا داشت زد سیاهو کبودش کرد
الانم طفلک ترشیده
هیچکسم نمیاد بگیرتش
باباشم نمیذاره از خونه بیرون بره
عشقشم الان دو تا بچه داره
زنشم خعلی دوس داره =))
نتیجه اخلاقی : درزمان عقد فقط از پدر و مادرخود اجازه بگیرید
با تشکر

سام · کاربر 1391
یارو از روضه بر میگشت ازش پرسیدن چطور بود؟ گفت مداحه یه جور دادو بیداد میکرد که انگار
ما مقصر بودبم

سام · کاربر 1391
می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.
پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد!
خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.
شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید:
«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»، هر کجا گیر کردید، راه نجات به سوی خداست.

سام · کاربر 1391
- دعای پدر و مادر وهابی سر سفره عقد: ایشالا به پای هم منفجر شین
- منفجر شو عمو ببینه.....(مکالمات وهابی ها با کودکان فامیل)
- میگن وهابیا تو شناسنامه شون یه تاریخ تولد دارن یه تاریخ انفجار
- میگن تکفیریه میره بانک وام بگیره ضامن نداشته منفجر میشه
- میگن رو دیوار کوچه تکفیری ها نوشتن:
لعنت بر پدر و مادر کسی که این جا منفجر شود!

پاره ای از اشعار وهابی ها با مضامین عاشقانه، عارفانه، منفجرانه:
شب به گلستان تنها منفجرت بودم... منفجرت بودم

مکالمه بین دو تکفیری:
1-آخر هفته ای چیکاره ای؟ 2-هیچی!
1-پس هماهنگ کن بریم منفجر شیم


مکالمه دو وهابی:
1- منفجرتیم
2- اختیار داری انفجار از ماست...

هکر کلوب ززز
هکر کلوب ززز · کاربر برتر کلوبززز
که فرق بین عشق بچهگانه و عشق بزرگی رو بدونم و بیبینم .... عشق واقعی بود تو ندیدی حشم واقعی بود تو نخواستی .... کاش بودی یدیدی امروز چی دیدم بعد میفیدی عشق واقعی چیه ..... ایندفعه هم باز من قدم جلو گذاشتم و تو هیچ قدیم برنداشتی دیگه هیچ قدمی از من نمیبینی چون فکر کنم توی افکارت به این فکر میکنی که من واقعاً خرم .... نه عزیزم خر بودنم تموم شده تو این مشکل توم مقصر بودی ولی بازم تو هیچ قدی بر نداشتی پس دم از عشق نزن چون واژه عشق حرمت داره عروسک شبای خوابت نیست .... اینهمه بهت اس ام اس دادم زنگ زدم هیچ جوابی نبود . باشه ...... این حرف آخرمه تا آخر همین امشب یعنی که صبح روز بعد حساب نشده یعنی 12 فرصت برای برگشتت هست .... اگر برگشتی اگر حس کردی باعلاقه برگشتی بیا من هستم میشینیم حلش میکنیم و دوباره همه چی درست میشه اگر نه پشت گوشتو دیدی منم دیدی چنان غیب میشم که فکرشم نمیکنی ..... تمام احساسیم که بهت دارم میکشم کجا بودی امروز تو بدترین حالم بودم کجا بودی تا دمه مرگ رفتم کجای بودی وقتی اسمتو صدا زدم با خستگی و بغض و تنهایی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کجا بوبوووووووودی ؟؟؟؟؟؟؟ ... حرفای آخرمو بهت زدم .....

هکر کلوب ززز
هکر کلوب ززز · کاربر برتر کلوبززز
نه برای اینکه فکر کنی حرفام شکره رو آبه حل میشه نه برای انکه مردم پای حرفم وای میستم دفعه پیش اشتباه از من بودم خودمم قدم جلو گذاشتم .... چون میخواستم با اینکارم ثابت کنم در کنارم مردیم احساسم دارم میخوامت برا مهمی و هر کاری برات میکنم ول یتو با این کارات ایندفه گفتی همه کارام تمام ارام الکی بود و بس ....اوندفعه من امدم جلو حتی ایندفعه هم بهت اینقدر فرصت دادم که تو بیای جلو تویی که میگی عاشقی تو کی میگی دوستم داری تویی که دم از عشق و صدات و وفاداری میزنی کجای دنیای عاشقی ترک عشق هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تویی که میگفتی رابطه منو تو دوستی نیست .... یادته ؟؟؟؟؟؟!!! هیه ... بیبین یه چیزی محض اطلاعت میگم که بدونی تو هیچ رابطه ای حتی اون رابطه یعنی ازدواجم اگر طرف حرفش حرف باشه وجوده زندگی داشته باشه با تمام مشکلات کنار میاد چون طرفشو دوست داره خوبه تو یکی از همین برنامه های ماه عسلم که خودت زنگ زدی گفتی طرف اعتیاد داشت زنش ول نکرد دیدی آره خانوم عزیز عشق یهنی این نه این بچه بازیا من عشقم این بود ... تو چی به خدا که حاضر شرط ببندم یه صدم این نبود .... اینقدر بزرگ شدم اینقدر اینقدر تجربه اینقدر دیدم

هکر کلوب ززز
هکر کلوب ززز · کاربر برتر کلوبززز
به بعضیام باید گفت اینقدر دروغ گفتی که کسیم پیدا میشه راست میگه فکر میکنی اونم دروغ میگه مثثثثثل خودت ..... یکی از همین دوستان اخیر باهاشون آشنا شدم کسانی که دم از دوست داشتن میزدن کسانی که دم از وفاداری میزدن کسانی که دم از صداقت میزدن خیلی سنگینه هابه کسی اعتماد کنی که از روی بی اعتمادی فکر میکنه نگرانیشم از روی شکه ..... بماند .... همون کسی که فکر میکنه طرفش دروغی بهش گفته بدونه دروغ گفتن رو هنوز ندیده که به حرف های من دروغ میگه آره شما راست میگی من دروغ گو من شکاک من هر چی شما میگی باشه شما که خوبی چرا اینی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!! هیه .... خطاب به همون شخص از وقتی رفتی دنیام رفت از وقتی رفتی نگاهم روحم زندگیم گرمای دست و بدنم اعصابم وجودم تلاشم همتم همه چیم همه چیم رفت این عشق بچگی نبود عزیز تو شاید بچگانه فکر میکردی وگرنه من اینقدر بزرگ شدم که بدونم فرق عشق بچگی با بزرگی چیه و بدونم کی عشقش بچگانس کی بزرگ .... تا امشب فقط فقط تا امشب فرصتی برای برگشتت هست نه برای انکه فکر کنی خبریه برای نکه بدونی احساسم بهت چی بود چی هست ....

tara ·
گفتی : " دوستت دارم "

و من کتابی نوشتم از تو !

پیامبر تو شدم

و دنیایی به این عشق ایمان آوردند ...

نمی دانستم خدایم که بشوی ...

دور می شوی !!
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15